تبلیغات
ژاله ی نور - كدامین ...؟

کدامین چشمه سمی شد؟

که آب از آب می ترسد..

که حتی ذهن ماهیگیر از قلاب می ترسد..

کدامین دوست دشمن شد؟

كه حتی از نمک یا آب می ترسد..

کدامین همنفس یا هم اتاقی دشمن روح است؟

که نان از کار..

کار از همکار..

و همکار از هر کار می ترسد

کدامین گور لرزان شد

از این نامردی مردان..

که روح از مرگ

و مرگ از روح

و روح از سرداب می ترسد

گرفته بوی مرگ و نیستی اینجا

که دیگر حس شاد کردن

کار کردن

یاد کردن

از میان رفته..

کدامین چشم ناپاک شد

که عشق از بوسه شیرین

شیرین از تیشه و فرهاد

و فرهاد از کوه و از فریاد می ترسد..

کدامین روزها شب شد؟

که ماه از شب

شب از ماه

و ماه از نور گرمابخش این خورشید می ترسد..

کدامین روز جنگ مردها سرد است؟

که جنگجو از خنجری از پشت

خنجر از رستم

و رستم از سهراب می ترسد..

کدامین مست بی غم شد؟

که مست از می..

و می از مست می ترسد

گرفته دامن شب را

غباری آنچنان در هم

که پلک از چشم

چشم از پلک

و پلک از خواب می ترسد



تاریخ : جمعه 19 مهر 1392 | 10:38 ب.ظ | نویسنده : ژاله ی نور | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.